|
تارنمای گروه ادبی باز باران
|
دارم به چشم های شما فکر میکنم
با من به جاده های رهایی نمی رسی
گفتی که فکر کن به خدا فکر می کنم
گم می شوم میان شب چشم های تو
حتی میان چشم تو تا فکر میکنم
دنیای من خلاصه شده در دو چیز خوب
یا فکر میکنم به تو یا فکر می کنم
ماندم چرا چگونه کجا عاشقت شدم
ماندم به تو هنوز چرا فکر میکنم...
مهرداد نصرتی