|
تارنمای گروه ادبی باز باران
|
احساس می کنم .
افتاده بختک زمان
روی تن و سرم.
افسوس درد من،
سرگیجه های مزمن و تلخ سه شنبه ها
دل ضعفه های ناشی از سنگینی هوا
هرگز نبود و نیست
ای کاش خاطرات آویز این اتاقک دل ریش من نبود
هرصبح گریه می کنم
نه،
پیش من نبود
عصمت طحان