|
تارنمای گروه ادبی باز باران
|
چه سنگ وار به شیشه دروغ میگفتی
درخت شاکی من روح در وجودت بود
و خشک خشک به بیشه دروغ میگفتی
فقط برای خودت عاشقش شدی اما
چقدر ساده به ریشه دروغ میگفتی
تبر نه تیشه به یادت زدم ولی هر بار
گمان کنم که به تیشه دروغ میگفتی
هنوز منتظرم رفته ای که برگردی
اگر چه مثل همیشه دروغ میگفتی
پریسا اصغری