این وبلاگ هر هفته در ساعت 12 شب پنجشنبه به روز خواهد شد از شما دوستان تقاضا داریم
لطفا شعر های خود را برای به اشتراک گذاری در وبلاگ برای ما کامنت خصوصی بگذارید
دو التهاب خسته از هم جدا
دیدی
از کوچه ها گذشت
با آیه های کم نور زندگی
با رد پای خیس
با کوله بارقحطی چشمهای تو
بهانه اش اشنایی با دست های خدا بود
این ردپا
این کوچه ها
تنت التهاب شهر را یدک میکشد
و مرد التهاب تنت را
در اولین خانه از دورترین کوچه شهر گم می کند
تنش عطش تو را درک میکند
شهر
مرد
کوچه
دو ردپا
این آیه های کم نور.
داود فتحی زاده
تناسخ
برگ هایی ست که در پاییز
به خاطرات می پیوندند
ودر بهار سبز می شوند.
۲-
وقتی که می روی
آینه برایت دست تکان نمی دهد
پشتش را به تو می کند
و زندگی اش را ادامه می دهد
۳-
گوشی ات را خاموش کن
انتطار کسی را نکش.
پشت به پشت خودت زندگی ات را طی کن.
داود فتحی زاده
تمام ترانه ها را اخراج می کنم
تودعوتی به تمام شب من
داوود فتحی زاده
وقتی کسی دستش را تا
آرنج در عقایدتان کرده
«نهایت یعنی
جایی برای دوستت دارم»
تودر ارتباط این جمله
با ابرهای سیاه
و چشم های دخترک خیابانی غرق می شوی
فکر میکنی
تمام ابرهای جهان را در جیبت بگذاری
و خورشید را به لبخندی میهمان کنی
داود فتحی زاده
سلام بعد از اینکه غرفه حقیقی ما به لطف برخی دوستان بسته شد از غرفه مجازی خود دوباره سر بر می آوریم تا با شما دوستان همراه باشیم از این پس پنجشنبه ها طبق روال گذشته باز باران به روز می شود و اماده دریافت مقالات شما در کامنت های خصوصی خود میباشیم.
لطفا اگر با بازگشایی جلسات باز باران موافقید اعلام کنید
دریا دریا کویر شد قسمت ما
در چنته ی غم اسیر شد قسمت ما
از سردی و داغی تنور دنیا
یا سوخت و یا خمیر شد قسمت ما
۲
سرخورده و خسته از بهشت آمده ایم
اینجا به زمین به کار و کشت آمده ایم
یک عمر به پای ما نوشتند ولی
ما پای به پای سرنوشت آمده ایم
سجاد نظری
درلابلای زمان گذشته اسمم
چشم های تک پرتان رااضافه کنم بعد...
این جمع خلاصه را
ازدم کلافه کنم بعد...
پای تمام شکستن ها
امضا بخورد :
"عالی
این دست وپا
شکسته نقشی ست
جای چشم هایتان خالی"
خانم طحان
ایستگاه های موازی در تمام شهر
با اولین
-قطار یا اتوبوس-
خاطره ها سر میرسند.
***
-عصر گاهی-
لباس های روی بند
پرشد از عطر تو.
تمام خیابان های شهر را گز کردم
به دنبال بانویی
با عطر گل هایی که نمی شناختم.
***
سال هاست
درخت های پاپتی شهر
در هجوم خیابان های تنهایی
به عطر تو نمی آمیزند.
داود فتحی زاده